پیغام آشکارِ مرا در خفا بگیر
فریادها زدم تو ولی بیصدا بگیر
ذهنم مشوش است و قلم میزنم بهغم
کم خرده بر خیالِ به غم مبتلا بگیر
امشب چنانچه دستِ دعا بر سرت رسید؛
امضای حال خوب مرا از خدا بگیر
جانم به لب رسیده از این درد لاعلاج
دیگر شفای درد مرا با دعا بگیر!
گاهی سراغ گمشدهات را به هر دلیل
یا نه! بدون علت و چون و چرا بگیر
از پشت مرز یخزدهی خاطراتمان؛
دستان سرد و منجدم را بیا بگیر
گفتیکه عشق صادق من اشتباه بود
این ادعای پوچ خودت را خطا بگیر
از شعر جاودانه ی یک اشتباه محض؛
تحسین عاشقانه ای از واژه ها بگیر
حالا اگر هوای من افتاد در سرت
دلدل نکن سراغ مرا بیهوا بگیر
دست مرا به دست خودت در مسیر عشق
از ابتدا گرفتی و تا انتها بگیر
برچسبها: شیواصالحی , اشعارشیواصالحی , دکلمه های شیواصالحی , سایت رسمی شیواصالحی
تاريخ : جمعه ۱۱ خرداد ۱۴۰۳ | | نويسنده : شیوا صالحی |
